وسان خلق در زندگی همه افراد رخ میدهد، اما در اختلال دو قطبی این تغییرات از حالت معمول فراتر رفته و میتوانند خواب، انرژی، تصمیمگیری، روابط و عملکرد روزانه را بهطور جدی تغییر دهند.
فرد ممکن است دورههایی از افزایش غیرعادی انرژی و خلق را تجربه کند و در زمانی دیگر دچار افت خلق و توان روانی شود.
این بیماری که در گذشته با عنوان اختلال افسردگی – شیدایی شناخته میشد، الگوی یکسانی در همه افراد ندارد. همچنین تشخیص آن فقط با مشاهده بالا و پایین شدن حال امکانپذیر نیست.
اختلال دو قطبی چیست؟
اختلال دو قطبی یا اختلال بایپولار یک اختلال خلقی طولانیمدت است که با دورههای شیدایی یا نیمهشیدایی و در بسیاری از افراد با دورههای افسردگی همراه است.
شیدایی فقط خوشحالی زیاد نیست؛ ممکن است با افزایش غیرعادی انرژی، نیاز کمتر به خواب، تحریکپذیری، پرحرفی و رفتارهای پرخطر همراه باشد.
یمهشیدایی از شیدایی خفیفتر است و معمولاً اختلال شدید عملکرد یا روانپریشی ایجاد نمیکند.
در فاصله میان دورهها، بعضی افراد خلق نسبتاً پایداری دارند. گاهی نیز علائم شیدایی و افسردگی در یک دوره همزمان ظاهر میشوند که به آن ویژگیهای مختلط گفته میشود. به همین دلیل، این بیماری را نباید با تغییرات عادی خلق یا واکنش کوتاهمدت به اتفاقات روزمره اشتباه گرفت.
خلق و خو در اختلال افسردگی شیدایی
الگوی بیماری از دورههایی تشکیل میشود که در آنها خلق، انرژی و رفتار فرد برای مدتی مشخص از حالت معمول او فاصله میگیرد. شدت و مدت این دورهها در افراد مختلف متفاوت است و حتی الگوی دورههای یک فرد نیز ممکن است در طول زندگی تغییر کند.
دوره افسردگی
در این دوره، فرد ممکن است احساس غم، پوچی یا ناامیدی داشته باشد و علاقه خود را به فعالیتهای معمول از دست بدهد.
کاهش انرژی، اختلال خواب، تغییر اشتها یا وزن، مشکل تمرکز، احساس بیارزشی و افکار مربوط به مرگ نیز ممکن است دیده شوند.
این علائم بهتنهایی تشخیص اختلال دو قطبی را ثابت نمیکنند، زیرا در بیماریهای دیگری مانند افسردگی نیز وجود دارند.
دوره شیدایی
در شیدایی، خلق فرد بهطور غیرعادی بالا، تحریکپذیر یا پرانرژی میشود. نیاز به خواب کاهش مییابد، گفتار ممکن است سریع شود، افکار با سرعت تغییر کنند و اعتمادبهنفس غیرواقعبینانه شکل بگیرد. تصمیمهای مالی، جنسی یا کاری پرخطر نیز ممکن است رخ دهند.
در موارد شدید، عملکرد فرد بهشدت مختل میشود و گاهی روانپریشی یا نیاز به بستری ایجاد میشود.
انواع اختلال دو قطبی
نوع بیماری براساس الگوی دورههای خلقی مشخص میشود، نه صرفاً شدت ناراحتی فرد.
اختلال دو قطبی نوع یک
برای تشخیص نوع یک، وجود دستکم یک دوره شیدایی لازم است.
فرد ممکن است دورههای افسردگی اساسی نیز داشته باشد، اما وجود آنها برای این تشخیص الزامی نیست. شیدایی میتواند آنقدر شدید باشد که کارکرد روزانه را مختل کند یا نیاز به مراقبت بیمارستانی ایجاد شود.
اختلال دو قطبی نوع دو
در نوع دو، فرد دورههای افسردگی اساسی و دستکم یک دوره نیمهشیدایی دارد، اما سابقه شیدایی کامل ندارد. همانطور که در بالا گفتیم، نیمهشیدایی از شیدایی خفیفتر است، ولی دورههای افسردگی در این نوع میتوانند جدی و ناتوانکننده باشند. بنابراین نوع دو را نباید صرفاً شکل خفیفتر بیماری در نظر گرفت.
اختلال سیکلوتایمیک
در سیکلوتایمیا یا ادواریخویی، فرد برای مدت طولانی نوساناتی میان علائم خفیفتر افسردگی و نیمهشیدایی دارد، بدون اینکه این علائم معیار کامل دورههای اصلی را برآورده کنند.
با وجود شدت کمتر علائم، تداوم این نوسانات میتواند زندگی روزمره را مختل کند.
سایر اختلالات دو قطبی و مرتبط
برخی افراد علائمی از طیف دو قطبی دارند، اما الگوی آنها دقیقاً در گروههای بالا قرار نمیگیرد.
در این شرایط، متخصص براساس مدت، شدت، علت احتمالی و الگوی علائم، تشخیص مناسبتری مطرح میکند.
علت ابتلا به اختلال بایپولار
برای اختلال دو قطبی یک علت واحد، شناخته نشده است. شواهد نشان میدهد عوامل زیر در ابتلا به این بیماری موثر است:
- زمینه ژنتیکی
- تفاوتهای زیستی
- عوامل محیطی
- داشتن خویشاوند نزدیک مبتلا، احتمال بیماری را افزایش میدهد، اما به معنی ابتلای حتمی نیست.
- رویدادهای پراسترس
- تروما
- تغییر شدید برنامه خواب
- مصرف بعضی مواد مخدر
از کجا بفهمیم به اختلال دو قطبی مبتلا شدهایم؟
نشانه مهم، وجود دورههای مشخصی است که در آن خلق، انرژی، خواب و رفتار فرد نسبت به حالت معمول خودش، تغییر قابل توجهی میکند.
نیاز بسیار کم به خواب همراه با انرژی بالا، پرحرفی، افکار شتابان، تحریکپذیری یا تصمیمهای پرخطر، بهخصوص در کنار سابقه دورههای افت خلق، نیازمند بررسی تخصصی است.
بااینحال، مشاهده چند علامت برای خودتشخیصی کافی نیست. بعضی اختلالات روانی، مشکلات تیروئید، مصرف مواد و برخی داروها میتوانند علائمی شبیه دو قطبی ایجاد کنند.
اگر تغییرات خلق و رفتار بر کار، تحصیل، روابط یا ایمنی فرد اثر گذاشتهاند، ارزیابی روانپزشک اهمیت دارد. مراجعه به روانشناس نیز میتواند برای دریافت خدمات روانشناختی و ادامه مراقبتهای موردنیاز کمککننده باشد.
چه افرادی احتمال ابتلای بیشتری به اختلال افسردگی – شیدایی دارند؟
مهمترین عامل شناختهشده، سابقه خانوادگی است؛ بهویژه اگر یکی از بستگان درجه اول به این بیماری مبتلا باشد. بیماری اغلب در سالهای پایانی نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آشکار میشود، هرچند شروع آن در سنین دیگر نیز امکانپذیر است.
تروما، فشارهای شدید زندگی و مشکلات مصرف مواد نیز ممکن است در افراد مستعد با شروع یا شدت دورهها ارتباط داشته باشند.
عوارض و خطرات اختلال دو قطبی
اگر بیماری بهدرستی کنترل نشود، با خطرات زیر همراه است:
- در دورههای خلقی به روابط، تحصیل، شغل و وضعیت مالی آسیب میزند.
- در شیدایی، تصمیمهای عجولانه و رفتارهای پرخطر ممکن است پیامدهای جدی ایجاد کنند.
- در دورههای شدید افت خلق نیز خطر خودآسیبی و خودکشی افزایش مییابد.
- اختلالات اضطرابی و مشکلات مصرف الکل یا مواد نیز ممکن است همراه بیماری دیده شوند و کنترل علائم را دشوارتر کنند.
حتماً بخوانید: اختلال بیش فعالی یا ADHD
نحوه تشخیص اختلال بایپولار
برای تشخیص، یک آزمایش خون یا تصویربرداری مشخص وجود ندارد. روانپزشک الگوی خلق، مدت و شدت دورهها، تغییرات خواب و انرژی، رفتارهای غیرعادی، سابقه خانوادگی و اثر علائم بر زندگی روزانه را بررسی میکند. گاهی با رضایت بیمار، اطلاعات اعضای خانواده نیز برای شناخت دورههای شیدایی یا نیمهشیدایی مفید است؛ زیرا خود فرد ممکن است همه تغییرات رفتاری را غیرعادی نداند.
معاینه یا آزمایشهای پزشکی ممکن است برای کنارگذاشتن علتهایی مانند بعضی مشکلات هورمونی، بیماریهای جسمی یا اثر مواد و داروها درخواست شوند.
آیا اختلال دو قطبی درمان دارد؟
اختلال دو قطبی معمولاً یک بیماری طولانیمدت است. اما در بسیاری از افراد میتوان با درمان مناسب شدت و دفعات دورهها را کاهش داد و عملکرد روزانه را بهتر کرد.
درمان معمولاً ترکیبی از دارو و رواندرمانی است. بسته به شرایط فرد، ممکن است از گروههای تثبیتکننده خلق، برخی داروهای ضدروانپریشی و در شرایط خاص داروهای ضدافسردگی استفاده شود.
داروهای ضدافسردگی معمولاً بدون برنامه درمانی مناسب و بهتنهایی استفاده نمیشوند، زیرا در برخی افراد میتوانند شیدایی را تحریک کنند.
رواندرمانی، آموزش بیمار و خانواده، منظمکردن خواب و فعالیت روزانه و پرهیز از الکل و مواد نیز در کنترل بیماری اهمیت دارند.
در موارد شدید یا مقاوم، بعضی روشهای تخصصی تحریک مغزی ممکن است بررسی شوند.
لازم به ذکر است درمان باید پیوسته باشد؛ بهترشدن حال در فاصله میان دورهها به معنی پایان بیماری یا بینیازی از پیگیری نیست.


0 دیدگاه